فال حافظ روزانه دوشنبه 9 شهریور 1405 ، ویژه متولدین فروردین ، غزل حافظ شماره 416
خنک نسيم معنبر شمامه اي دلخواه ، که در هواي تو برخاست بامداد پگاه دليل راه شو اي طاير خجسته لقا ، که ديده آب شد از شوق خاک آن درگاه به ياد شخص نزارم که غرق خون دل است ، هلال را ز کنار افق کنيد نگاه منم که بي تو نفس مي کشم زهي خجلت ، مگر تو عفو کني ور نه چيست عذر گناه ز دوستان تو آموخت در طريقت مهر ، سپيده دم که صبا چاک زد شعار سياه به عشق روي تو روزي که از جهان بروم ، ز تربتم بدمد سرخ گل به جاي گياه
مده به خاطر نازک ملالت از من زود
،
که حافظ تو خود اين لحظه گفت بسم الله
تعبیر:
از دوستان و همنشینان بد احتراز کن و دوستان مشفق را بشناس. در هر کار با دقت و تعمق پیش برو. مهر و وفای خود را به دیگران اثبات کن تا نظر مثبتی نسبت به تو داشته باشند.
فال حافظ روزانه دوشنبه 9 شهریور 1405 ، ویژه متولدین اردیبهشت ، غزل حافظ شماره 48
صوفي از پرتو مي راز نهاني دانست ، گوهر هر کس از اين لعل تواني دانست قدر مجموعه گل مرغ سحر داند و بس ، که نه هر کو ورقي خواند معاني دانست عرضه کردم دو جهان بر دل کارافتاده ، بجز از عشق تو باقي همه فاني دانست آن شد اکنون که ز ابناي عوام انديشم ، محتسب نيز در اين عيش نهاني دانست دلبر آسايش ما مصلحت وقت نديد ، ور نه از جانب ما دل نگراني دانست سنگ و گل را کند از يمن نظر لعل و عقيق ، هر که قدر نفس باد يماني دانست اي که از دفتر عقل آيت عشق آموزي ، ترسم اين نکته به تحقيق نداني دانست مي بياور که ننازد به گل باغ جهان ، هر که غارتگري باد خزاني دانست
حافظ اين گوهر منظوم که از طبع انگيخت
،
ز اثر تربيت آصف ثاني دانست
تعبیر:
هر کسی نمی تواند حاجت تو را براورده کند. فقط خداوند است که همه ی نیازمندان به او روی می آورند. عقل و ایمان تو را در رسیدن به مقصد کمک خواهند کرد.
فال حافظ روزانه دوشنبه 9 شهریور 1405 ، ویژه متولدین خرداد ، غزل حافظ شماره 476
نسيم صبح سعادت بدان نشان که تو داني ، گذر به کوي فلان کن در آن زمان که تو داني تو پيک خلوت رازي و ديده بر سر راهت ، به مردمي نه به فرمان چنان بران که تو داني بگو که جان عزيزم ز دست رفت خدا را ، ز لعل روح فزايش ببخش آن که تو داني من اين حروف نوشتم چنان که غير ندانست ، تو هم ز روي کرامت چنان بخوان که تو داني خيال تيغ تو با ما حديث تشنه و آب است ، اسير خويش گرفتي بکش چنان که تو داني اميد در کمر زرکشت چگونه ببندم ، دقيقه ايست نگارا در آن ميان که تو داني
يکيست ترکي و تازي در اين معامله حافظ
،
حديث عشق بيان کن بدان زبان که تو داني
تعبیر:
شما همچون زمین تشنه ای هستید که با قطره قطره ی باران سراب می شود و همچون پرنده ایی که آرزوی پرواز دارد. این امیدواری است که نجات بخش شماست. سرگشتگی تان از فرمانبرداری از نادانان است. پس زیرک باشید معامله ای انجام خواهید داد که بسیار سودمند و ناجی شما از بند گرفتاری است.
فال حافظ روزانه دوشنبه 9 شهریور 1405 ، ویژه متولدین تیر ، غزل حافظ شماره 250
روي بنماي و وجود خودم از ياد ببر ، خرمن سوختگان را همه گو باد ببر ما چو داديم دل و ديده به طوفان بلا ، گو بيا سيل غم و خانه ز بنياد ببر زلف چون عنبر خامش که ببويد هيهات ، اي دل خام طمع اين سخن از ياد ببر سينه گو شعله آتشکده فارس بکش ، ديده گو آب رخ دجله بغداد ببر دولت پير مغان باد که باقي سهل است ، ديگري گو برو و نام من از ياد ببر سعي نابرده در اين راه به جايي نرسي ، مزد اگر مي طلبي طاعت استاد ببر روز مرگم نفسي وعده ديدار بده ، وان گهم تا به لحد فارغ و آزاد ببر دوش مي گفت به مژگان درازت بکشم ، يا رب از خاطرش انديشه بيداد ببر
حافظ انديشه کن از نازکي خاطر يار
،
برو از درگهش اين ناله و فرياد ببر
تعبیر:
بدون سعی و کوشش به جایی نخواهی رسید. هیچ کاری با سهل انگاری و دست روی دست گذاشتن به نتیجه نمی رسد. با دوستان با تجربه مشورت کن. خودخواهی را از وجود خود بیرون کن. غم و غصه ی بیهوده حاصلی جز ناامیدی ندارد.
فال حافظ روزانه دوشنبه 9 شهریور 1405 ، ویژه متولدین مرداد ، غزل حافظ شماره 154
راهي بزن که آهي بر ساز آن توان زد ، شعري بخوان که با او رطل گران توان زد بر آستان جانان گر سر توان نهادن ، گلبانگ سربلندي بر آسمان توان زد قد خميده ما سهلت نمايد اما ، بر چشم دشمنان تير از اين کمان توان زد در خانقه نگنجد اسرار عشقبازي ، جام مي مغانه هم با مغان توان زد درويش را نباشد برگ سراي سلطان ، ماييم و کهنه دلقي کآتش در آن توان زد اهل نظر دو عالم در يک نظر ببازند ، عشق است و داو اول بر نقد جان توان زد گر دولت وصالت خواهد دري گشودن ، سرها بدين تخيل بر آستان توان زد عشق و شباب و رندي مجموعه مراد است ، چون جمع شد معاني گوي بيان توان زد شد رهزن سلامت زلف تو وين عجب نيست ، گر راه زن تو باشي صد کاروان توان زد
حافظ به حق قرآن کز شيد و زرق بازآي
،
باشد که گوي عيشي در اين جهان توان زد
تعبیر:
کبر و غرور و ریا را از خود دور کن. به آرزوهایت خواهی رسید زیرا قدرت و توانایی لازم را داری. فقط باید همت و اراده داشته باشی. در بند مادیات نباش زیرا دائمی و همیشگی نیستند.
فال حافظ روزانه دوشنبه 9 شهریور 1405 ، ویژه متولدین شهریور ، غزل حافظ شماره 218
در ازل هر کو به فيض دولت ارزاني بود ، تا ابد جام مرادش همدم جاني بود من همان ساعت که از مي خواستم شد توبه کار ، گفتم اين شاخ ار دهد باري پشيماني بود خود گرفتم کافکنم سجاده چون سوسن به دوش ، همچو گل بر خرقه رنگ مي مسلماني بود بي چراغ جام در خلوت نمي يارم نشست ، زان که کنج اهل دل بايد که نوراني بود همت عالي طلب جام مرصع گو مباش ، رند را آب عنب ياقوت رماني بود گر چه بي سامان نمايد کار ما سهلش مبين ، کاندر اين کشور گدايي رشک سلطاني بود نيک نامي خواهي اي دل با بدان صحبت مدار ، خودپسندي جان من برهان ناداني بود مجلس انس و بهار و بحث شعر اندر ميان ، نستدن جام مي از جانان گران جاني بود
دي عزيزي گفت حافظ مي خورد پنهان شراب
،
اي عزيز من نه عيب آن به که پنهاني بود
تعبیر:
دودلی و تردید را از خود دور کن. از همنشینان و دوستان بد دوری کن تا دچار رنج و گمراهی نشوی. آرزوهای دور و دست نیافتنی غیر از رنج و زحمت نتیجه ای ندارد. اعتدال و میانه روی را پیشه کن.
فال حافظ روزانه دوشنبه 9 شهریور 1405 ، ویژه متولدین مهر ، غزل حافظ شماره 465
رفتم به باغ صبحدمي تا چنم گلي ، آمد به گوش ناگهم آواز بلبلي مسکين چو من به عشق گلي گشته مبتلا ، و اندر چمن فکنده ز فرياد غلغلي مي گشتم اندر آن چمن و باغ دم به دم ، مي کردم اندر آن گل و بلبل تاملي گل يار حسن گشته و بلبل قرين عشق ، آن را تفضلي نه و اين را تبدلي چون کرد در دلم اثر آواز عندليب ، گشتم چنان که هيچ نماندم تحملي بس گل شکفته مي شود اين باغ را ولي ، کس بي بلاي خار نچيده ست از او گلي
حافظ مدار اميد فرج از مدار چرخ
،
دارد هزار عيب و ندارد تفضلي
تعبیر:
هرگز بدون رنج و زحمت به جایی نخواهی رسید. بنابراین بهتر است که کار و کوشش کنی تا به مقصود برسی. زندگی همیشه بر وفق مراد نمی چرخد. باید صبر و تحمل کرد و رنج و زحمت ها را به شادی و سرور تبدیل کرد.
فال حافظ روزانه دوشنبه 9 شهریور 1405 ، ویژه متولدین آبان ، غزل حافظ شماره 57
آن سيه چرده که شيريني عالم با اوست ، چشم ميگون لب خندان دل خرم با اوست گر چه شيرين دهنان پادشهانند ولي ، او سليمان زمان است که خاتم با اوست روي خوب است و کمال هنر و دامن پاک ، لاجرم همت پاکان دو عالم با اوست خال مشکين که بدان عارض گندمگون است ، سر آن دانه که شد رهزن آدم با اوست دلبرم عزم سفر کرد خدا را ياران ، چه کنم با دل مجروح که مرهم با اوست با که اين نکته توان گفت که آن سنگين دل ، کشت ما را و دم عيسي مريم با اوست
حافظ از معتقدان است گرامي دارش
،
زان که بخشايش بس روح مکرم با اوست
تعبیر:
آن کسی را که به او علاقه مندی از تو دور می شود و تو افسرده و غمگین هستی. عشق و محبت گره از مشکل تو می گشاید. با کمی تلاش و اراده می توانی به مقصود خود برسی.
فال حافظ روزانه دوشنبه 9 شهریور 1405 ، ویژه متولدین آذر ، غزل حافظ شماره 79
کنون که مي دمد از بوستان نسيم بهشت ، من و شراب فرح بخش و يار حورسرشت گدا چرا نزند لاف سلطنت امروز ، که خيمه سايه ابر است و بزمگه لب کشت چمن حکايت ارديبهشت مي گويد ، نه عاقل است که نسيه خريد و نقد بهشت به مي عمارت دل کن که اين جهان خراب ، بر آن سر است که از خاک ما بسازد خشت وفا مجوي ز دشمن که پرتوي ندهد ، چو شمع صومعه افروزي از چراغ کنشت مکن به نامه سياهي ملامت من مست ، که آگه است که تقدير بر سرش چه نوشت
قدم دريغ مدار از جنازه حافظ
،
که گر چه غرق گناه است مي رود به بهشت
تعبیر:
روزگار روی خوش به تو نشان خواهد داد. زندگی را سخت نگیر و ناامید نباش. عاقبت هر خزان بهار است و سرسبزی و طراوت زندگی تو را سرشار از خوشی و سرور می کند.
فال حافظ روزانه دوشنبه 9 شهریور 1405 ، ویژه متولدین دی ، غزل حافظ شماره 75
خواب آن نرگس فتان تو بي چيزي نيست ، تاب آن زلف پريشان تو بي چيزي نيست از لبت شير روان بود که من مي گفتم ، اين شکر گرد نمکدان تو بي چيزي نيست جان درازي تو بادا که يقين مي دانم ، در کمان ناوک مژگان تو بي چيزي نيست مبتلايي به غم محنت و اندوه فراق ، اي دل اين ناله و افغان تو بي چيزي نيست دوش باد از سر کويش به گلستان بگذشت ، اي گل اين چاک گريبان تو بي چيزي نيست
درد عشق ار چه دل از خلق نهان مي دارد
،
حافظ اين ديده گريان تو بي چيزي نيست
تعبیر:
شکست تو در این راه پله ی صعودی است در راهی و هرگونه نقصان حکمتی دارد. چه بسا سلامتی تو در فقر باشد. امیدت را از دست نده. فعلاصلاح در این است که روزگار را اینطور طی کنی و یقین بدان راز بودن تو در این است که با روزگار صلح کنی.
فال حافظ روزانه دوشنبه 9 شهریور 1405 ، ویژه متولدین بهمن ، غزل حافظ شماره 385
يا رب آن آهوي مشکين به ختن بازرسان ، وان سهي سرو خرامان به چمن بازرسان دل آزرده ما را به نسيمي بنواز ، يعني آن جان ز تن رفته به تن بازرسان ماه و خورشيد به منزل چو به امر تو رسند ، يار مه روي مرا نيز به من بازرسان ديده ها در طلب لعل يماني خون شد ، يا رب آن کوکب رخشان به يمن بازرسان برو اي طاير ميمون همايون آثار ، پيش عنقا سخن زاغ و زغن بازرسان سخن اين است که ما بي تو نخواهيم حيات ، بشنو اي پيک خبرگير و سخن بازرسان
آن که بودي وطنش ديده حافظ يا رب
،
به مرادش ز غريبي به وطن بازرسان
تعبیر:
از دوست و مقصود خود دور مانده ای و در آرزوی دیدار او به سر می بری. به زودی مقصود تو حاصل خواهد شد و به آرزوی خود می رسی. دست از تلاش بر ندار.
فال حافظ روزانه دوشنبه 9 شهریور 1405 ، ویژه متولدین اسفند ، غزل حافظ شماره 301
اي دل ريش مرا با لب تو حق نمک ، حق نگه دار که من مي روم الله معک تويي آن گوهر پاکيزه که در عالم قدس ، ذکر خير تو بود حاصل تسبيح ملک در خلوص منت ار هست شکي تجربه کن ، کس عيار زر خالص نشناسد چو محک گفته بودي که شوم مست و دو بوست بدهم ، وعده از حد بشد و ما نه دو ديديم و نه يک بگشا پسته خندان و شکرريزي کن ، خلق را از دهن خويش مينداز به شک چرخ برهم زنم ار غير مرادم گردد ، من نه آنم که زبوني کشم از چرخ فلک
چون بر حافظ خويشش نگذاري باري
،
اي رقيب از بر او يک دو قدم دورترک
تعبیر:
اراده ای قوی و محکم داری و همین برای تو کافی است. در مواقع سختی ثابت قدم و با اراده هستی. اخلاص و صداقت به همراه اراده ی محکم، راه گشای تو خواهد بود. مطمئن باش که به مقصود خود می رسی هرچند که گاهی مشکلات، راه تو را سد کنند.